شبکههای اجتماعی ذائقه غذایی ما را درنوردیدند/ سفرههای دیجیتال، اشتهای مجازی

فضای مجازی طوری دست و بلکه پاهایش را گذاشته وسط زندگی ما که تقریباً هر چیزی را نگاه میکنیم، یک سرش میرسد به جمله آشنای «توی اینترنت دیدم»! تا همین دیروز، اثر دخالتش بیشتر توی نوع پوشاک و تفریح و روابط ما دیده میشد که ریلز و استوریهای مداوم، آنها را تغییر شکل داده بودند، حالا اما دست گذاشته روی نقطه حساس ذائقهمان و رد پاهایش هم داخل سفره، روی میز غذا و توی بشقابمان دیده میشود. کافی است چند بار اسکرول کنیم تا تصاویر وسوسهکنندهای جلو چشممان رژه بروند و هوس و اشتهایی سراغمان بیاید که پنج دقیقه قبل اصلاً وجود خارجی نداشت. سؤال اینجاست اگر با همین فرمان جلو برویم، ممکن است این تأثیرپذیری تا جایی پیش برود که نگاهمان به غذای «مطلوب» به کلی تغییر کند؟
پوستاندازی عادات غذایی
شاید به دیدن تصاویر فستفودهای جدیدِ خوشرنگولعاب خو گرفته باشید و مزه و امتحان کردنشان برایتان عادت شده باشد، اما اگر یک روز ببینید مادرتان -که متولد دهه ۴۰ است- از وقتی به اینترنت جهانی وصل شده، هر شب یک غذای سنتی مدرنشده جلویتان میگذارد، چه میکنید؟
مثلاً مادر من همین دیشب، وقتی قرمهسبزی حسابی جا افتاد، یکسری ادویه به آن اضافه کرد که من حتی اسمشان را هم تا به حال نشنیده بودم. بعد هم، درست مثل اینفلوئنسرها، با حوصله شروع کرد به توضیح دادن «رسپی» - قبلاً میگفتیم دستورتهیه- جدیدش. در آخر غذا را با وسواس خاصی توی بشقابهای سبز چینی کشید، سالاد را ریخت توی کاسههای کوچک بلوری، گوشی را افقی گرفت و شروع کرد به عکاسی از سفره کوچکی که همه ترکیباتش را دقیقاً از یک ویدئو یاد گرفته بود. شاید برای ما که با اینترنت بزرگ شدهایم، این ماجرای عجیبی نباشد، اما وقتی میبینی یک خانم دهه ۳۰ یا ۴۰ با این همه هیجان غذا میپزد، تزئین و ثبتش میکند، من یکی به این نتیجه میرسم که عادتهای غذاییمان دارند پوست میاندازند. «عصرایران» همین یکیدو روز پیش گزارشی منتشر کرده بود درباره اینکه شبکههای اجتماعی چطور دارند سلیقه غذایی ما را زیر و رو میکنند؛ اتفاقی که اگر کمی دوروبرمان را نگاه کنیم، میبینیم خیلی هم دور از ذهن نیست و به آشپزخانه خیلیهایمان رسیده است.
خوردن با چشمها
واقعیت این است که ما امروز بیشتر از هر زمان دیگری غذا را میبینیم قبل از اینکه آن را بچشیم. فضای مجازی پر شده از بشقابهای برقافتادهای که محتویاتشان بیشتر از اینکه حال و هوای یک وعده غذای معمولی را داشته باشند، شبیه خلق آثار هنری هستند. همین سیل تصویرهای خوشآبورنگ موجب شده تصویر ذهنی ما از یک غذا و کیفیتش بیشتر از آنکه به طعم بستگی داشته باشد وابسته به تصاویر اینستاگرامی باشد. البته این برداشت فقط یک حس شخصی نیست و پشتش توضیح علمی وجود دارد. پژوهشگران میگویند مغز ما به محرکهای بصری غذا واکنش قدرتمندی نشان میدهد. دیدن تصویر یک غذای پرچرب یا پرکالری میتواند همان مدارهای لذت را فعال کند که هنگام خوردن واقعی غذا روشن میشوند. به زبان سادهتر، ما اول با چشممان غذا را میخوریم و وقتی این تصاویر بارها و بارها جلو چشممان تکرار میشوند، میل به تجربه کردنشان در ما شدت میگیرد بهخصوص اگر از طرف افرادی منتشر شوند که برایمان محبوب، قابلاعتماد یا الهامبخشاند. در چنین شرایطی، تشخیص مرز بین هوس لحظهای و عادت غذایی از بین میرود و سلیقهمان دارد مطابق همان چیزی شکل میگیرد که بیشتر میبینیم. پس واضح است که نقش اثر اجتماعی را نمیشود دستکم گرفت. انسان ذاتاً موجودی تقلیدگر است؛ ما ناخودآگاه به رفتار دیگران نگاه میکنیم تا بفهمیم چه چیزی طبیعی یا خواستنی است. وقتی میبینیم دوستان، آشنایان یا اینفلوئنسرهای محبوبمان غذایی خاص را امتحان میکنند، احتمال اینکه ما هم وسوسه شویم و سمتش برویم بیشتر میشود. وقتی هم که چند ثانیه بیشتر روی یک ویدئو آشپزی مکث کنیم یا عکس یک همبرگر آبدار را با دقت نگاه کنیم؛ با زبان بیزبانی به شبکههای اجتماعی گفتهایم که «بیشتر از این نشان بده». درنتیجه هرچه بیشتر محتوای غذایی -بهخصوص تصاویر پرکالری، براق و چشمگیر- میبینیم، حضورشان در ذهنمان عادیتر میشود.
هشدار کارشناسان
ماجرا اما نه آنقدر سیاه است که بگوییم هر چیزی در صفحه نمایش میبینیم، مستقیم راهش را به بشقابمان پیدا میکند، و نه آنقدر ساده که بیتأثیر از کنارش رد شویم. انتخابهای واقعی ما هنوز زیر سایه عوامل مهمتری مثل امکان دسترسی به خوراکیها، هزینه غذا، عادتهای خانوادگی، فرهنگ غذایی و حتی حالوهوای همان لحظه شکل میگیرد. حتی ممکن است با دیدن یک ویدئو پیتزای چندلایه هیجانزده شویم، اما درنهایت چون فعلاً پولش را نداریم همان غذای ساده خانه را بخوریم و ماجرا همانجا تمام شود. با این حال، کارشناسان هشدار میدهند قرار گرفتن مداوم در معرض تصاویر یک نوع خاص از غذا میتواند کمکم تعریف ذهنی ما از «عادی بودن» را جابهجا کند. اگر صفحه اصلی اینستاگراممان پر از خوراکیهای پرچرب و پرزرقوبرق باشد، ممکن است ناخودآگاه تصور کنیم این شیوه تغذیه رایجتر و طبیعیتر از چیزی است که واقعاً هست. همین جابهجایی نامحسوس، در بلندمدت انتخابهای ما را تحت تأثیر قرار میدهد. نکته امیدوارکننده اینجاست که این سازوکار میتواند در جهت مثبت هم عمل کند. وقتی غذاهای سالم، ساده، ارزان و قابلدسترس به شکلی جذاب روایت شوند، احتمال گرایش به آنها هم بیشتر میشود. شبکههای اجتماعی همانقدر که میتوانند وسوسهگر باشند، میتوانند الهامبخش هم باشند؛ همهچیز بستگی دارد به اینکه چه چیزی بیشتر دیده و چطور برای ما داستانپردازی میشود. درنهایت، غذا یک کلیت پیچیده است که عوامل زیادی را شامل میشود و نهتنها یک فعالیت حیاتی و فیزیولوژیک برای تأمین نیازهای بدن است، بلکه بهعنوان یک تجربه معنادار، تأثیر چشمگیری بر روابط اجتماعی ما انسانها میگذارد. با اینکه فضای مجازی تأثیر زیادی در تغییر ذائقه و عرصههای دیگر زندگی ما گذاشته اما اینکه درنهایت چقدر به آن میدان بدهیم، هنوز یک انتخاب و تصمیم محسوب میشود و اختیارش دست خود ماست.
Authors: صاحبخبران - جدیدترین و آخرین اخبار ایران و جهان - علمی-فناوری
